درباره ما

ATA LOGO 300x297 - درباره ما

معرفی گروه عاشقان طبیعت ایران (عطا)

از سالیان دور و از زمانی که جاده های منتهی به شمال تکمیل نبود مردم از راه کوهستانی مال رو خود را به تهران می رساندند. مسیر گرمابدر – سراسب نیز یکی از این راههاست. سالهاست که این مسیر تبدیل به یک مسیر پر جاذبه برای کوهپیمایی شده و همه ساله گروه های بسیاری از جمله گروه عطا از این مسیر طی طریق می کنند. پیدایش گروه عطا به سال ١٣۶٣ باز می گردد که افراد محلی و سراسبی های مقیم تهران این مسیر را برای راهپیمایی سالانه خود انتخاب کردند از جمله مؤسسین گروه عطا آقایان شهرام ثقفی، اکبر و محمد فرد، علی مهدیزاده، مهرداد و احسان مهدیزاده، محمد مصطفی زاده، عباس و حمید صادقی، فریبرز ثقفی و… که همگی با هم قرابت فامیلی هم دارند می باشند. از سال ١٣٧٠به بعد افراد غیر محلی نیز به جمع گروه اضافه شدند از جمله آقایان علی ابهریان، احسان کوچه مشکی، حامد اسپرهم، حمید بابازاده و …. که زحمت زیادی جهت پابرجایی گروه کشیده اند. نام عطا (عاشقان طبیعت ایران) زمانی برای این گروه انتخاب شد که افراد در مسیر طالقان شهسوار زباله های به جا مانده از گروه های بی توجه به محیط زیست را جمع آوری و معدوم می کرد. ودر سال های بعد نیز جهت گذر از دشت لار که محیط حفاظت شده ای بود و نیاز به تهیه مجوز از اداره محیط زیست شمیرانات داشت از نام عطا استفاده می کرد. نکته بسیار مهم جهت عضویت در این گروه این است که هر شخصی در هر مقامی می بایستی در بدو ورود نامی مستعار برایش انتخاب شود چرا که بدون نام مستعار که بعضا باعث ایجاد نشاط در گروه نیز می شود اسامی واقعی بعد از گذشت زمان به فراموشی سپرده می شود ولی نام مستعار همواره شخص مذکور را به یاد همنوردان می آورد. از جمله نام های مستعار می توان به ننه قله، خخو، ابلق، گوفی، پشمالو، اوکلاک، هارولد، موسیو نخکش، چیبین، زاغی، بع بع، بوغوز، گرکس و…. اشاره کرد و تا زمانی که کره زمین نفس می کشد این نام ها نیز زنده خواهد ماند.

لازم به ذکر است که گروه عطا همه ساله علاوه بر مسیر دشت لار – سراسب مسیرهایی مانند یالرود و طالقان شهسوار و صعودهایی هم به قلل دماوند و سبلان داشته است که یکی از آخرین برنامه های این گروه مربوط به صعود به قله سبلان در تاریخ ١٣- ١۵مرداد ماه ١٣٩۴می باشد. این گروه برنامه های راهپیمایی در طبیعت و برنامه های کوهپیمایی تفریحی سبک برای خانواده های اعضا تدارک دیده است و در صدد برنامه ریزی صعود به قله علم کوه و دنا نیز می باشد. با توجه به مشغله کاری همنوردان عزیز توجه به زمان مناسب لازمه برنامه ریزی از قبل را ایجاب می نماید تا دوستان بدون دغدغه خاطر به انجام برنامه بپردازند.

36 دیدگاه برای «درباره ما»

  • Mahdi Omidi
    شهریور 15, 1394 در t 3:39 ق.ظ
    Permalink

    همه کوهنوردای خووووب…. امیدوارم قله های رفیع انسانیت رو یکی پس از دیگری فتح کنید پرچم قشنگ معرفت رو بکارید رو قله ها و از اون بالا دست ما تازه کارها رو هم بگیرید و ببرید بالا.

    مگر در جستجوی ربنای تازه ای باشی
    وگرنه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد…

    پاسخ دادن
    • Hamed Sparham
      شهریور 15, 1394 در t 4:24 ق.ظ
      Permalink

      سپاس از محبت شما دوست عزیز – خووووبی از خودته عزیز – من هم امیدوارم جز کوهنوردی، اخلاق یک کوهنورد رو هم یاد بگیرم که اگر چنین نباشه بقول شما «وگرنه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد…»

      پاسخ دادن
    • آذر 8, 1394 در t 5:20 ق.ظ
      Permalink

      سلام و تشکر در تأیید سخن شما از علامه ره پرسیدند : شما اشعاری هم سروده اید چیزی از آن به یاد دارید ؟ علامه خنده ی ملیحی کرد و گفت بله چند بیتی به نام شعر ولی آنچه از اشعارش با اهمیت تر بود و دارای پیام این بیت بود که در یادش بود و خواند :
      من بدان چشمه ی خورشید نه خود بردم راه
      او که می رفت مرا هم به دل دریا برد
      یعنی تو خودت را در مسیر قرار بده باقی کار اوست که می برد و می رساند به مقصد اما اگر در مسیر نباشی تلاش بیفایده و دور خود چرخیدن است و گمراهی

      پاسخ دادن
      • فروردین 14, 1395 در t 6:51 ق.ظ
        Permalink

        من بدان چشمه ی خورشید نه خود بردم راه ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد من خسی بودم و در سیل بلا افتادم او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

        پاسخ دادن
  • آبان 29, 1394 در t 8:20 ق.ظ
    Permalink

    آمدی در کوه چون کوه استقامت کن
    برای آمدن تا قله سعی بی نهایت کن
    نه چون من در میان راه کوله بر زمین بگذار
    نه از بی مهری شیب و نفس تنگی سعایت کن
    تو را گر عشق کوهستان به دل باشد
    صفا و همدمی با دوستان را هم رعایت کن
    گرت گردد گلو خشک از عطش دستی
    ببر بر قمقمه تشنه لب کرب و بلا را هم زیارت کن
    نه سستی کن عقب مانی نه سرعت گیر از یاران
    برای نظم در کارت نگاهی هم به ساعت کن
    اگر داری کمی خرما اضافه در کف کوله
    نکن بخل و دو سه خرما به همراهان کرامت کن
    همیشه گوش بودن بهتر از فریاد در کوه است
    ادب را پیشه کن دستور سر تیم را عنایت کن
    هوای کوه در سر داری ای دردانه ی یاقوت
    هوای همنوردان داشتن را نیز عادت کن

    پاسخ دادن
  • فروردین 14, 1395 در t 5:16 ق.ظ
    Permalink

    گر ترا در خانه ی جانانت مهمانت کنند
    گول نعمت را نخور مشغول صاحبخانه باش
    خداوند به همه توفیق کوهنوردی یا کوه پیمائی نمی دهد و تنها مردان و زنان با همت و اراده هستند که سختی آن را به جان می خرند اما این عزیزان در برخورد با این نعمت یکدست نیستند ؛ برخی تنها از کوه زحمت و رنج آن را به جان می خرند و هیچ برخی زحمت را برای تقویت جسم خود تحمل می کنند برخی هم علاوه بر آن نیم نگاهی هم به تقویت اراده و اعتماد به نفس خود می پردازند اما کوهنوردان واقعی رنجی احساس نمی کنند و تنها لذت می برند و بسیاری به همین اکتفا می کنند و برخی عقلاء هم علاوه بر لذت به عظمت و جلال آن توجه می کنند و ضعف خود را در برابر عظمت آن می سنجند و برخی هم شکوه و عظمت کوه را و هم جمال و زیبائی آن را می نگرند و مبهوت طبیعت می شوند و شیفته و عاشق طبیعت زیبا و بکر آن می گردند اما سخن من با همین عاشقان طبیعت است و همچنین با کسانی که از روی غفلت و یا تفریح تنها به کوه نمی آیند حکیم فرزانه پند می دهد که اگر ترا در این خانه جانان کوهستان زیبا و بکر و با شکوه و جمال راه دادند و آمدی مبادا خودتو ببازی و در نعمت غرق شوی و از صاحبخانه غافل شوی چرا که همه این شکوه و جمال و هزاران بار بیشتر و بیشتر آن در خالق و صاحبخانه است که الان تو مهمان او هستی و او در حال پذیرائی از تو حال خود دانی

    پاسخ دادن
  • فروردین 18, 1395 در t 7:15 ق.ظ
    Permalink

    گر گزندت رسد ز خلق مرنج
    که نه راحت زخلق بود و نه رنج
    از خدا دان خلاف دشمن و دوست
    که دل هر دو در تصرف اوست
    بد کنی خداوند عوامل بد را بر تو مسلط می کند و خوب کردی عوامل خوب را بر تو مسلط می کند و قلب ترا خوب می کند.
    خداوندا کسی که ترا دارد همه چی دارد.
    این اخلاق کوه نورد است او به منظر و افق اعلی می نگرد و از دور نگری خود لذت می برد هر چه بیشتر صعود کند وسعت دیدش بیشتر می شود این دور نگری با دور نگری اخلاقی همساز است هر چه وسعت دید بصر بسشتر وسعت دید بصیرت هم بیشتر است لذا اخلاق کوه نورد ملایم و آرام است او به راحتی متلاطم نمی شود و قدرت مهار خشم و شهوت خود را در اثر ارتفاع از خاک به سوی افلاک می یابدچشم او واقعیتهای هستی را از آن بالا بهتر می بیند و رو به آسمان دارد و بالا می رود بر عکس خاکیان که رو به زمین دوخته اند هستی خود را در خاک می جویندچون چهارپایان که همواره رو بر خاک دارند .

    پاسخ دادن
  • اردیبهشت 20, 1395 در t 5:12 ق.ظ
    Permalink

    یاد ایام عاشقیم بخیر
    یاد آن خط مستقیم بخیر
    یاد اصحاب کهف و یاد آن
    رد پاهای مانده بر رقیم بخیر
    ***
    ما به دنبال بندگی بودیم
    نی به دنبال زندگی بودیم
    بندگی زندگی شد و مردیم
    بسکه شرمندگی آن بردیم
    ***
    گفته بودند بنده ی حق باش
    همدم مرغهای یاحق باش
    حق بگو حق شنو و حق را بین
    دشمن دشمنی ناحق باش
    ***
    ناروائی نگو ولی گفتیم
    ناسپاسی نکن ولی کردیم
    سستی از کارها به دور افکن
    نشنیدیم و کاهلی کردیم
    ***
    حال مائیم واین فسوس و آه
    حال مائیم و رفته غره ی ماه
    برق امید می زند سوسو
    روزهائی که گشته اند تباه
    کاظم اسپرهم

    پاسخ دادن
  • اردیبهشت 20, 1395 در t 5:25 ق.ظ
    Permalink

    در قرآن کریم دو عبارت منظر الاعلی و افق المبین هست که برای کوهنوردان الهام بخش می تواند باشد
    زیرا یک کوهنورد بهتر از دیگران درک می کند که منظر اعلی چیست وقتی که گام به گام از زمین جدا می شود و اوج می گیرد و آنگاه که به قله می رسد
    و دست بر ابروان نقاب می سازد و افق را می نگرد بهتر درک می کند افق مبین چیست انسان آمده تا منظر اعلی داشته باشد و به افق مبین بنگرد نه آنکه در چاه طبیعت مکبا علی وجهه روی در خاک کند و چون بهایم دیدگانش زمین را جستجو کند
    حضرت جبرئیل علیه السلام وقتی بر خاتم رسل صل الله علیه و آله وارد شد بر منظر اعلی و افق مبین ایستاده بود
    این قطعه را که از استادم به پادگار دارم تقدیم کوه نوردان عاشق می کنم
    همی ترسم ای جان عالیمقام
    بمانی به چاه طبیعت مدام
    همی ترسم ای هد هد خوش خبر
    نشان سلیمان نبینی دگر
    همی ترسم ای مرغ پرکنده بال
    به چنگال زاغان شوی پایمال
    بر افشان پر ای مرغ قدسی مکان
    برون آی زامیزش خاکیان
    به خود دربی از این قفس بر گشای
    به صقع سماواتیان پرگشای

    پاسخ دادن
  • اردیبهشت 30, 1395 در t 8:30 ق.ظ
    Permalink

    غزل علامه آنقدر به دلم نشست که هم برای شما دو بیت از آن را دستمایه ارتباط قراردادم و هم دلم نیامد تضمین غزل علامه را که سال 94 سروده ام تقدیم نکنم این تضمین غزل رخ شطرنج علامه است که سروده رخ شطرنج نبرد آنکه رخ زیبا برد
    در آرزوی رخ شطرنج
    به جهانی ندهم یک خم ابروی ترا
    سجده گه سازم از این پس کف مینوی ترا
    تو که با مهر به صید دل ما آمده ای
    بوسه باران کنم آن غنچه ی دلجوی ترا
    این خس بی سرو پا را چه شود گر فکنی
    در همان سیل که بوسد کحل کوی ترا
    ذره گردان و به مهرت ببرم تا خورشید
    برسر چشمه ببینند همه آهوی ترا
    زان شرابی که ز صهبای جنون آور توست
    جرعه ای می بچشان بنده ی هو هوی ترا
    دل و دین را ببرو رخ بنما زیبا رو
    تا به سوغات برم طره گیسوی ترا
    بر سر کوی تو بنشسته پریشان یاقوت
    تا بر او بگذری و دشت کند بوی ترا
    27/11/94 تهران

    پاسخ دادن
  • اردیبهشت 30, 1395 در t 9:08 ق.ظ
    Permalink

    همنوردان
    هم نوردان به پیش به پیش
    حذر از بادهای کافر کیش
    که کند چشمها پر از خاک
    نه پست بینی و نه دیگرپیش
    عینکی بایدت به همراهت
    که به طوفان دلت نباد پریش
    فتنه ها در رهند و نشناسی
    گه فتنه غریبه را از خویش
    عینکت را چنان تراز بگیر
    نه نماید کمت نه از حق بیش
    قبل از آنکه به راه در آئی
    رهنما را بجوی ای درویش
    تا که جانت زدرد برهاند
    تا سر قله کن تو همراهیش
    دل یاقوت کوله بر پشت است
    لایق همرهی اگر دانیش
    30/2/95 تهران

    پاسخ دادن
  • پرهام شکیبایی
    مرداد 5, 1395 در t 3:31 ب.ظ
    Permalink

    سلام و درود به همه ی دوستان و کوهنوردان استوار
    برنامه های صعودی برای امسال 95 ندارید؟
    من با کلی ذوق و شوق عضو شدم ولی هیچ جا خبری از برنامه ای نیست یا من پیدا نکردم؟

    پاسخ دادن
    • Hamed Sparham
      مرداد 7, 1395 در t 6:20 ق.ظ
      Permalink

      سلام و درود خدمت شما، جهت اطلاع از برنامه ها میتوانید در گروه تلگرامی عضو شده و ضمن اشنایی با اعضای ثابت در برنامه هایی که اعلام میگردد شرکت نمایید.
      از ابتدای سال 95 تاکنون گروه عطا چندین برنامه صعود به قلل توچال – کلکچال – پیازچال – ارفع کوه – پرسون – خلنو و غیره داشته است و نیز در هفته اول شهریور نیز برنامه ی صعود به دماوند را در دست برنامه ریزی دارد.
      لطفا در صورت تمایل شماره همراه خودتون رو برای بنده ارسال بفرمایید و شماره بنده رو هم در همراهتون ذخیره کنید تا امکان ادد کردنتون وجود داشته باشه. سپاس از همراهیتون (شماره همراه بنده در بالا و سمت راست سایت درج شده)

      پاسخ دادن
  • مرداد 18, 1395 در t 3:46 ق.ظ
    Permalink

    با سلام و احترام با سپاس از گروه و کانال خوبی که تشکیل داده اید. بنده مایل به ارسال تصاویری از طبیعت به گروه هستم ولی متاسفانه مسیر ارسال را نمی دونم. اگر محبت بفرمایید و مسیر را اعلام کنید سپاسگزار خواهم بود.

    پاسخ دادن
    • Hamed Sparham
      شهریور 6, 1395 در t 12:21 ب.ظ
      Permalink

      سلام و درود خدمت شما دوست عزیز – محبت کرده به این صفحه مراجعه نموده و از طریق لینکی که قرار داده شده به کانال تلگرامی گروه عاشقان طبیعت ایران بپیوندید و عکسای خود را برای ادمین ارسال نمایید تا در کانال برای همگان به اشتراک گذاشته شود.
      سپاس از توجه و همراهی شما

      پاسخ دادن
  • شهریور 4, 1395 در t 12:03 ق.ظ
    Permalink

    چشم آلوده نظر بر رخ جانان دور است
    پاک کن اول و پس دیده بر آن پاک انداز
    اکنون که صعود به دماوند را کلید زده ایدو کمر همت بسته و قفس کاهلی شکسته اید کوله پشتی صفا و عینک عشق و وفا را به دماوند ببرید
    مباد از کدورتهای دنیا و قذارات آن در جان پاکتان رنگی و لکی باشد و دیده ها را هنوز آلودگی شهرنشینی و گرفتاریهای سنگین بد خلقی تاریک و غبار آلود سازد
    که امروز بار داده اند و رخ در رخ جانان افکنده اید و زیبائیهای زلف خم اندر خمش که عشاق عالم را حیران نموده در منظر شماست
    بسم الله آغازین شما قرین صفای دل و پاکی چشمانتان باد از یاد خالق زیبا آفرین غافل نشوید که ستایش مخصوص اوست و همه ی ستایشها به او باز می گرددو جز او امروز نخواهی دیدکه معدن عظمت و طراح و آفریننده هستی است . در پناه چشمان پاکتان آرزوی لذت بردن از طبیعت زیبا را برایتان دارم ای عاشقان طبیعت .
    موفق و پیروز و سربلند باشید. از خاک رهیدی گو لا حول و لا قوت الا هو در قله رسیدی گو لا حول و لا قوت الا هو 3/6/95

    پاسخ دادن
  • شهریور 4, 1395 در t 12:25 ق.ظ
    Permalink

    از خاک دمیدی گو لا حول و لا قوت الا هو
    گردن چو کشیدی گو لا حول و لا قوت الا هو
    دلدار که دیدی گو لا حول و لا قوت الا هو
    سویش که دویدی گو لا حول ولا قوت الاهو
    خلوت که رسیدی گو لا حول ولا قوت الا هو
    از لعل شکرخایش
    یک بوسه که چیدی گو لا حول ولا قوت الا هو
    از خویش رهیدی گو لا حول ولا قوت الا هو

    پاسخ دادن
  • شهریور 6, 1395 در t 11:17 ق.ظ
    Permalink

    با عشق پریدن هنر پاکان است
    تا قله رسیدن جنم مردان است
    زین هر دو سفر بلند تر یک سقر است
    دیدن همه را خود ندیدن آن است
    آنکه بر دماوند ایستاد و سختی صعود تحمل کرد و سردی هوا و شلاق باد را تجربه کرد از گوگرد آن چشید عظمت خالق یکتا را بهتر درک میکند وقتی بر بلندای دماوند ایستاده و ایران را در زیر نگاه حکیمانه میگیرد میبیند آنچه را دیگران نمیبینند جان صعود یعنی این دیدن همه کس را و ندیدن خود را. صعود غرور آفرین اعضای گروه عطا (سرکار خانم نورا صیامی و آقایان حامد اسپرهم، سینا بخشش، آرمان احمدی پور و امیرهوشنگ قاسمی، با سرپرستی آقای علی ابهریان) رابه قله پر اقتخار دماوند صمیمانه تبریک میگویم. به امید صعودهای فرارو و صعود به اوج قله مهربانی و انسانیت.

    پاسخ دادن
    • Hamed Sparham
      شهریور 6, 1395 در t 12:17 ب.ظ
      Permalink

      ممنون از توجهتون به گروه خودتون – از طرف همه ی اعضای گروه صعود کننده به دماوند از شما و متنها و اشعار زیباتون تشکر و قدردانی دارم – امیدوارم در برنامه های آینده شما را نیز همقدم با سایر افراد گروه ببینیم – همه افراد گروه کماکان زحماتی که در صعود به سبلان کشیدید را بیاد داشته و مراتب قدردانی را از جنابعالی دارند.

      پاسخ دادن
    • شهریور 6, 1395 در t 12:26 ب.ظ
      Permalink

      با سلام، ممنون جناب آقای اسپرهم، دعای خیر شما بدون شک یاری کننده ما در این صعود بود

      پاسخ دادن
    • شهریور 7, 1395 در t 5:31 ق.ظ
      Permalink

      ممنون جناب اسپرهم بزرگ از حسن توجهتون
      و ممنون از گروه خوبمون عطا که وجود تمامی مشکلات پایه گذار این صعود بود . بدون شک این صعود تجربه ای جدید بود در مسیر زندگیمون و تحمل سختی ها ان و امیدوارم دعای خیر شما بزرگان یاری کننده ما جوونها در مسیر های زندگی باشد .
      س.ب

      پاسخ دادن
    • Hamed Sparham
      شهریور 7, 1395 در t 5:44 ق.ظ
      Permalink

      جناب اقای حاج آقا اسپرهم از اینکه گروه عطا را در هنگام صعود به قله دماوند با کلمات و جملات شیوای خودتان مورد لطف و دعای خیر خود قرار دادید بینهایت سپاسگزارم
      از حس پدری خود استفاده کرده و به حضرتعالی جهت داشتن فرزندی خلف همچو حامد جان تبریک عرض مینمایم.
      و از خداوند متعال خوشبختی و سعادت یک به یک عطاییان عزیز را خواهانم.

      علی ابهریان (ننه قله)

      پاسخ دادن
  • شهریور 6, 1395 در t 12:19 ب.ظ
    Permalink

    ممنون از عطا که امکان داد در رکاب دوستان به قله دماوند، بلندترین نقطه ایران، با افتخار قدم بگذاریم

    پاسخ دادن
  • شهریور 7, 1395 در t 8:49 ق.ظ
    Permalink

    جناب آقای ابهریان و دوستان عطا مطمئنا سایر اعضای عطا در هنگام صعود با قلبشان به همراه شما بوده و با هر گام به سوی قله دماوند با دعایشان همراهیتان کرده اند حقیر نیز علاقه وافر به گروه دارم از خداوند توفیقات روز افزون برای همه شما آرزو می کنم و از فرصت استفاده کرده و عقد مبارک کوهستانی عزیزان عضو عطا را صمیمانه تبریک می گویم امیدوارم زندگی مشترک با صفائی را آغاز کنند و خداوند فرزندانی صالح به آنها عطا فرماید.

    پاسخ دادن
  • شهریور 30, 1395 در t 4:41 ب.ظ
    Permalink

    استقامت و پایداری رمزرسیدن به اهداف بلند است به شرطی که راه را درست انتخاب کرده باشی که قرآن کریم تضمین نموده و الو استقاموا علی الطریقه فاسقیناهم ماءً غدقاً ای تشنه کامان حقیقت اگر در راهی که برای شما ترسیم شده پایداری کنید به سرچشمه ی گوارای آن خواهید رسید و از اب حیات بخش جانقزا سیراب خواهید شد .
    این قاعده در اخلاق کوهنوردان آنها را به قله های رفیع انسانیت می رساند اما باید راه را درست انتخاب کرد و برای هر راهی راه بلد می خواهد و اگر راه رو بود و راه بلد هم بود می ماند پیروی واطاعت و استقامت و پایداری در مقابل دشواریها آنگاه شاهد موفقیت و پیروزی را در آغوش خواهی کشید.

    پاسخ دادن
  • شهریور 30, 1395 در t 8:40 ب.ظ
    Permalink

    ستیغ کوه – در ادبیات کوه می توان به باشکوه ترین واژه که برای هر کوهنورد و طبیعت دوست زیبا و فریبا و شگفت انگیز و آشناست رسید و آن واژه ی ستیغ کوه است این واژه ی الهام بخش و غرور آفرین در لغت فارسی به معنای بلند ، ایستاده ، مانند ستون و نیزه است و بلند ترین تیغه ی کوه را ستیغ کوه می گویند نه تنها شعرا بلکه حکما و عرفا هم بر این معنا نظر دارند و در پرتو ان حقیقت بلکه حقایقی را می جویندای عاشق طبیعت این تذکر برای آن است که تو با این منظر باشکوه دیدارها تازه می کنی پس با معرفتی عمیقتر آن را بنگر .هر چند شاهد در اشعار حکما و عرفا فراوان است لکن تنها برای اختصار به نمونه ای بارز از منوچهری دامغانی اکتفا می کنم ؛ تو گفتی گر ستیغ کوه سیلی فرود آرد همی احجار صد من اشاره به این است که اگر سیل از ستیغ کوه برخاست با خود سنگهای گران و عظیم می آورد نه مانند سیلهای پائین دست که بار آنها ریگ و خاشاک باشد .پس ای عزیز در محضر بزرگانی نشین و سخن از کسانی شنو که بر ستیغ اند نه در حضیض تا معارف گران نصیبت شود و نورانی گردی.اما بدین بهانه سروده ای که هم امروز سروده ام تقدیم جان شیرین و عاشق عاشقان طبیعت می کنم :
    در ستیغ کوه استادی به ابر تیره خیره
    گمان بردی که باران می گشاید آفتابی را
    تنت خیس عرق بود و به باران شسته شد گوئی
    زسر برده فلک با شرشر باران خرابی را
    و تو چون آفتابی از ستیغ کوه تابیدی
    نمایان ساختی بر مردمان خورشید نابی را
    بمان در اوج عزت ای سراپاعشق
    رسان بر قلبهای تشنه ی عاشق شرابی را
    طنینت خوش سرت خوش دستهایت خوش
    بگیر از خویشتن عکس وبزن بر تارک کهسار قابی را
    پس از تو کهنوردان و سبکبالان می آیند
    ببینند از ستیغ کوه آویزان طنابی را
    به حسرت مانده یاقوت از برای با شما بودن
    روایت کرده با شعرترش یک کهنه خوابی را

    پاسخ دادن
  • شهریور 31, 1395 در t 9:20 ق.ظ
    Permalink

    کمر کش کوه – در ادبیات فارسی کمر کش کوه جایگاه خاص خود را دارد نماد ایستادگی و دست نیافتنی است پهلوانان و راست قامتان و بهادران لشکر را کمرکشان سپاه در شاهنامه نامیده اند یا فرهاد را با تیشه به کمرکش کوه فرستاده اند بر آن کوه کمر کش رفت چون باد کمر دربست و زخم تیشه بگشاد در ادبیات معاصر کمرکش رادر معنای میانه ی کوه استفاده کرده اند من در کمرکش کوه خوشحال می دویدم اما کمرکش کوه به کوهنورد میآموزد که هرچه قدر باشدو سمج موقعیتی وجود دارد که به آن دست نخواهد یافت و عرفانی ترین آموزه ی کمرکش کوه همان رساندن مفهوم عجز است انسان در برابر خالق قادر علی الاطلاق عجز بی نهایت است و هرچه توان دارد از اوست و به قدر است و اندازه دارد و از آن خود او نیست کما اینکه به او توان داده اند و از او می گیرند و در قرآن کریم فرموده ای انسان تو به ارذل العمر می رسی که ناتوانی از مولفه های اصلی آن است و ما همواره شاهدیم که چه قدرتمندانی به ناتوانی محض رسیده اند این آموزه انعکاس اخلاقی هم دارد و آن فروتنی در اوج اقتدار است که مولا , فرموده تواضع عن رفعت و همچنین کوهنوردی که به عجز خود در برابر حضرت حق معترف شد از او مدد می خواهد و به او پناه می برد .بیش از این سخن دراز نکنم و قطعه ای از پائیز جان اخوان ثالث را تقدیم می کنم به عاشقان طبیعت ایران؛
    پائیز جان! چه شوم چه وحشتناک
    اینک بر این کناره دشت اینک
    این کوره راه ساکت بی رهرو
    آنک بر آن کمرکش کوه آنک
    آن کوچه باغ خلوت و خاموشت
    از یاد روزگار فراموشت.

    پاسخ دادن
  • شهریور 31, 1395 در t 9:28 ق.ظ
    Permalink

    درکمرکشهای کوهستان
    که عجز و لابه می بارد از اندام یلان
    یکبار
    بگو ای یار
    مرا یارای رفتن نیست
    دستی روی سر بگذار
    و
    پیشانی بسای آنگاه مدد خواه و بگو
    تا اوج خواهم رفت
    تا قله
    ولی با تو
    ولی بر بالهای تو
    یاقوت هم اکنون سروده شد

    پاسخ دادن
  • مهر 29, 1395 در t 7:31 ق.ظ
    Permalink

    ای ستیغ کوه
    عشق افشان نگاهی
    فکن بر کوه عاشق پیشه
    کاتش بر جگر دارد
    که درد عشق را داند
    بلندائی که
    شال کهربائی بر کمر دارد
    بلا گردان ندارد عاشق صادق
    برای تیغ و تیر آتشین
    دل را سپر دارد
    نه بالی تا ببالد
    نه پری تا بپرد
    بدون بال و پر
    عنقای عاشق
    شوق پروازی دگر دارد
    به یک معراج ماند
    هر صعود از کوه،
    یاقوت
    اگردیدار یاری
    قله دراوجی به سردارد
    26/7/95 تهران

    پاسخ دادن
  • Hamed Sparham
    مهر 29, 1395 در t 7:34 ق.ظ
    Permalink

    🔺 همنورد من، ای هم آوا با نوای طبیعت؛

    آنگاه که آسایش خانه و شهر خود را رها میکنی و پنجه در پنجه سنگ و صخره، فراز و فرود طبیعت را در می‌نوردی، این انتخاب توست که جسم را در تب و تاب سنگ و صخره صیقل دهی تا به ازای آن روح و روان خویش را آزاد سازی و آنرا سبکتر به پرواز درآوری، و اینگونه است که کوهنوردی میشود هنر مبارزه با سستی ها، کاستی ها و کاهلی های درون…
    ۲۹ مهرماه روز کوهنورد را به تمامی کوهنوردان و علاقمندان طبیعت تبریک عرض نموده و موفقیت روزافزون را برای یکایک پیشگامان این عرصه، آرزومندیم…
    https://telegram.me/atagroup
    ☘عاشقان طبیعت ایران☘

    پاسخ دادن
  • آبان 3, 1395 در t 7:28 ق.ظ
    Permalink

    سینه کش کوه به شیب تند و تیزآن گفته شده است آن بخش که جای آرام است و مکان رمیدن و آرامیدن غزالان و چمیدن کبک و نشست و برخاست تیهو از این رو به رسیدن آوای شباویز در سینه کش کوه اشارت رفته است . عشایر چادر بر سینه کش کوه می افرازند و از نعمات رسته در آن بهره ها می برند . با نشاط از سینه کش کوه بالا می روند و خسته از آن پائین می آیند. رد پاکوبها در سینه کش کوه الهام بخش شعراست و احساسی متفاوت می آفریند . از جاده هائی که به دل می رسندگاهی صدای دهل می آیداز سینه کش کوهکه حاکی از غم عشقی در دل مرد عاشق زندانیست..سینه کش کوه را چکاد پشت چکاد و گردنه از پی گردنه به دنبال بقعه و ضریح کبود و گرداب جوشان معجزه می گردند و مرا به یاد سینه کش از سی سخت تا دره ای با رودی پرآشوب می اندازد که تمام آن را عدس می کارند و تک درختانش چون مترسکان مهربان سایه ساری برای خستگان می گسترند.
    در سینه کش کوه زندگی جاریست
    غزالان ناز می فروشند
    و کبکان قاه قاه
    به شکوفائی گلبوته ها می خندند
    گاه پنجره ها باز
    و گلستانی دلربا
    در لا بلای آنها
    دیدگان را به نوازش می خواند
    اینجا آبادیست.

    پاسخ دادن
  • آبان 3, 1395 در t 8:36 ق.ظ
    Permalink

    گرده ی کوه یال سنگی کوه است در حد فاصل دو دره در یک سمت کوه که از صخره و سنگ تشکیل شده و دو طرف آن شیب تند و عمیق دارد. کوه نوردان را گرده ی کوه نام آشناست زیرا همکار و میزبان آنها در صعود است بر قدمهای استوار آنان بوسه سنگی می زند و آنان را در فرا رفتن از صخره هایش یاری می رساند و البته گاهی تکیه گاهی می شود برای ایستادم و دمی آسودن از شیب و چاق کردن نفس ، پس کوه نوردان احترام زیادی برای آن قائلند و برای هر صعود ابتدا به دنبال یافتن این گرده های کوهند تا بر آنها سوار شوند و صعود کنند . بر کوهنوردان عزیز ایران نام آشنا ترین گرده های کوه گرده ی آلمانها در علم کوه است که قله ی شانه کوه و سنگ سماورش نشان از ایستادگی و نماد سترگ عظمت و شکوه علم کوه است در ادبیات معاصر نیز گرده ی کوه الهام بخش شاعران است به قطعه ای از مرثیه ی سهراب سیمرغ نادر نادر پور عاشقان طبیعت را مهمان می کنم :
    …تو در اندیشه ی من چشمه ی جوشان بودی
    زیر آن قبه که همچون سر سبز
    رسته بود از وسط گرده ی کوه
    در کف آجری سرخ حیاط
    که مدام از کف خورشید کویری می سوخت
    آبی از کوزه تو گوئی به زمین ریخته بود
    زیر آن لکه ی نمناک تو پنهان بودی
    گور تو سنگ نداشت
    تو به گمنامی گلهای بیابان بودی
    آه سهراب در آغاز برومندی تو
    چه کسی می دانست
    که پس از آن همه بیدار دلی
    در شب تیره نیسان زمین خواهی خفت …

    پاسخ دادن
  • آبان 5, 1395 در t 10:09 ق.ظ
    Permalink

    شانه ی کوه به جلو آمدگی روی یال یا دامنه ی کوه را می گویند با توجه به ویژگیهای این موقعیت از کوه تناسبی با شأن و شانه بر قرار می شود ابهت و شکوه کوه را از شانه هایش می توان دریافت .سردوش نامی مرکب برای آن است از این رو الهام بخش شعرا و ادبا بوده و احساس لطیفی از دیدن شانه ی کوه می انگیزد عشق شانه ی مردانه می خواهد وقتی که مثل کوه شانه اش را بالا می دهد تا ابر تمام دلتنگیهایش را ببارد . شانه کوه محکمترین محل اتکاست که بار بر آن می نهند و سدها سر بر آن می گذارند تا بردبارانه مایه ی حیات ذخیره کنند خوب شد ای شانه ی مردانه از راه آمدی چند وقتی بود خیلی حس باران داشتم . دختران به دنبال شانه های مردانه می گردند تا از دشواریهای روزگار در امان باشند و پسران هم به دنبال شانه های مهربان و وفادار همسرانی که قلب آنان را پر از عشق کند ؛ شانه هایت هست خانم کوه می خواهم چکار – زلف واکن چنگل انبوه می خواهم چکار ( حامد عسگری) گاهی هم از دیر آوردن شانه گله می کنند ؛ شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت وآجرآجر پیکرم را باد برد- من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند – نیمم آتش سوخت نیم دیگرم را باد برد. اما برخی در این میان شانه بالا می اندازند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند و بعضی با کارهای خود شانه های کوه را می لرزانند و امام ره با شنیدن نام حضرت سید الشهدا ع شانه هایش می لرزد و اشک امانش نمی دهد رودها روزی سر بر شانه کوه داشتند و دل از آن بریده اند : تو دل بریده ای از من چنان که رود از کوه – سرت بلند مه روزی به شانه ی من بود. اما شانه ی کوه مرا به یاد شانه های ساوالان ( مهبط وحی ) می اندازد آنگاه که از شهر مقدس اردبیل و یا فراز نمین و بالای تونل حیران به آن نگریسته شود که بسان عقابی که شانه هایش را فراز نموده و بالهای مهربانیش را بر این سامان پهن کرده است رخ می نماید . به تناسب این حسینیه ایران بخشی از چکامه فاضل نظری را به عاشقان طبیعت تقدیم می کنم . شاعر شانه ی کوه را استعاره گرفته و ترکیب شانه ی طوفان را ساخته است :
    عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان
    که عشق می کشد از هر طرف به هر سویش
    طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری
    که روی شانه ی طوفان رهاست گیسویش

    پاسخ دادن
  • دی 18, 1397 در t 8:19 ق.ظ
    Permalink

    کوهنوردان نزدیکتر به خدا هستند چرا؟ چون حقیقت را با تمام گوشت و پوست و خونشان احساس می کنند به ویژه آنگاه که تنها در آخرین شیب قله با آخرین توان گام بر میدارند و به زودی نتیجه صعود را در قله خواهند دید . و تفاوت دین خدا با دین فریب خوردگان دنیا در همین است دین خدا این است که هر کاری می کنید آخرت آن را هم ببینید و کار بیهوده نکنید و آخرت هر کار آن حقیقت ماندگاری است که هم در خارج و هم در جان انسان تحقق می یابد و جنبه ی حقیقی و وجودی و مثبت و متعالی دارد در مقابل دین فریب خوردگان دنیا لعب و لهو است یعنی کار بیهوده کردن سرگرمی و بازی که نتیجه ای در بر ندارد و آخرتی ندارد بلکه فرصت سوزی و عمر تباه کردن و از دست رفتن و سوختن قوه و قوای نفس است . با هر کاری دینداران آخرت طلب ،تعالی یافته و شادمان از صعودشان جشن می گیرند و نصیبشان شراب طهور است که وقتی می نوشند بر حیات و قدرت و عزت و استقامت آنان و نشاطشان می افزاید و جان تازه می گیرند . اما دینداران بیهوده کار با هر حرکتی فرصت سوزی کرده و شراب آنها حمیم است که وقتی می نوشند فرصت و عمر و قوه و قوای آنان را می سوزاند و به جای آسودگی ، پریشانی نصیبشان می کند. البته در تشخیص آخرت متعالی ممکن است اشتباه شود و مثلا شادی و نشاط لحظه ای و کم اهمیت را که درد بعد از آن رو می کند یا لذتهای مادی زود گذر را آخرت بپندارند بعلاوه در میزان تعالی و ارزش آخرت هم تشکیک و درجه بندی هست یعنی آخرت کارها هم ارز نیستند برخی کم ارزشند و اگر انسان غالب کارهایش از این نوع باشد ذخیره آخرتش کم می شود و خسران می بیند زیرا قوه و قوا و عمرو فرصتی که خرج کرده بسیار بیشتر از دستاوردش خواهد بود. اما مهمترین تفاوت دینداران خدا با دینداران دنیوی در این است که دینداران خدا هم ولی دارند و هم شفیع یعنی به قول معروف یار و یاور دارند ولی هم در اتخاذ تصمیم و هم در انجام کار و استقاوت و در تمام آنات و لحظات یاری می رساند و هم در حفظ دستاورد یاری می رساند و اما شفیع چه می کند ؟ بله کار شفیع اصلاح انحرافات در راه و جبران کسریها و خسارات احتمالی است به طوری که اگر نقصانی در نیت و عمل بود یاوری می کند و به مقصد می رساند اما دنیا پرستان را نه ولی هست نه شفیع و راهی برای جبران ندارند زیرا ذخیره آخرتی برای بیهوده کاران متصور نیست و خود خداوند ولی و شفیع دینداران خداست. سوره انعام آیات 69 و 70

    پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *